نحوه مدیریت شرکت های رنگ سازی

نحوه مدیریت شرکت های رنگ سازی

نحوه مدیریت شرکت های رنگ سازی

یک شرکت رنگ سازی به چه صورت مدیریت می‌شود؟

برای اداره کردن یک شرکت علاوه بر نیاز به دانش فنی آن حوزه دانشهای دیگری مورد نیاز است. اگرچه می توان با به خدمت گرفتن کارشناس هر حوزه دانش آن حوزه را نیز در یک شرکت به بهترین وجه پیاده سازی نمود ولی مدیر یک شرکت می بایست حداقل اطلاعاتی از آن حوزه ها داشته باشد چرا که کنترل یک شرکت مستلزم داشتن این اطلاعات است. در کشورهای پیشرفته و صنعتی و در شرکت هایی که در کشورهای مذکور فعال هستند عموماً مدیر یک شرکت اطلاعات فنی آن شرکت را ندارد و صرفاً دانش مدیریت دارد ولی در دانش مدیریت، مجموعه از اطلاعات وجود دارد که یک مدیر را موفق می سازد.  ضمن اینکه با تحقیقات اینجانب در شرکتهای پیشرو عموماً مدیر و مالک شرکت دو شخصیت جدا هستند. و بر همین اساس شرکت به بهترین نحو اداره می گردد. لازم به ذکر است که در شرکتهای پیشرو دنیا اگر چه خالق و بوجود آورنده شرکت ممکن است سهام عمده شرکت را در اختیار داشته باشد ولی عموماً این شرکت ها بصورت سهامی عام هستند و سهام آنها بین افراد زیادی تقسیم شده است. صحبت در مورد نوع شرکتهای سهامی خاص و سهامی عام از حوصله این بحث خارج است و در این متن حتی المقدور سعی شده است که با بررسی دانشهای لازم در یک شرکت ساده و کوچک رنگسازی اطلاعات آن حلاجی و بحث گردد. در صورت علاقه مندی و نقد این نوشته می توانید نقطه نظرات خود را از طریق شبکه های این شرکت با ما در میان بگذارید.

دسته بندی تخصص ها در شرکت رنگسازی

قبل از ذکر دسته بندی این توضیح لازم است که موارد فوق کلی بوده و الزاماً کافی نمی باشد و بسته به پارامترهای متعددی می تواند کم یا زیاد گردد.

  1. تخصص و دانش فنی رنگ سازی 
  2. تخصص بازاریابی و فروش
  3. تخصص تحقیقات و توسعه 
  4. تخصص مالی و اداری 
  5. تخصص تامین مواد و بازرگانی

دسته بندی فوق بسیار کلی می باشد هر گروه شامل چند زیرشاخه است بعنوان مثال تیم مالی شامل:

  1. گروه مالی و مالیاتی
  2. حسابرسی مستقل
  3. گروه کاربران و افراد مسلط به نرم افزار
  4. گروه تنخواه داران
  5. انبار دار و اشخاصی که تعداد و مقدار مواد را به اعداد و ارقام تبدیل می کنند.
  6. گروه استخراج بهای تمام شده

و در قسمت اداری:  

  1. گروه پشتیبانی
  2. گروه حمل و نقل لجستیک
  3. گروه منابع انسانی 

همانگونه که ذکر شد گروهها و زیرگروه های متعددی در یک شرکت بسته به اندازه شرکت، مقدار فروش، تعداد پرسنل وجود دارد که هدف از این نوشته بررسی آنها نیست.

در ادامه مطلب صرفاً به جهت آشنایی با یکی از زیرگروه های مالی مطالبی درج می گردد. این گروه اگرچه ممکن است در سطوح پایین لایه مدیریتی باشد ولی یکی از پراهمیت ترین قسمت هر شرکت است. 

گروه بهای تمام شده

همانگونه که از اسم این تیم بر می آید اینها گروهی هستند که وظیفه محاسبه بهای تمام شده در شرکت را دارند عموماً تخصص این گروه مالی است ولی نیاز مبرم به همکاری با سایر گروه ها از جمله تیم فنی دارند. نظر به اینکه پارامترهای بسیار زیادی در تعیین بهای تمام شده دخیل هستند این گروه باید تمامی جوانب را در نظر داشته و به تمامی اطلاعات دسترسی داشته باشند. بهای تمام شده می تواند به موارد ذیل مربوط باشد:

  • بهای تمام شده کالای خریداری شده جهت تولید
  • بهای تمام شده کالای تولید شده

سرشکن کردن هزینه های حمل، نیروی انسانی درگیر فرآیند، انرژی مصرفی درفرآیند، هزینه های بهره بانکی و بالاسری، مدت زمان تهیه یا ساخت کالا، هزینه های استهلاک اعم از ساختمان و تجهیزات، هزینه های ثابت مانند هزینه های آب و برق و غیر، هزینه های انبار داری و از همه مهم تر هزینه مواد اولیه کالا بکار رفته در فرمولاسیون و درصد آن همه از فاکتورهای تاثیرگذار در محاسبه بهای تمام شده می باشد. اندازه گیری و تخصیص هزینه هر فرآیند اگرچه غیرممکن نیست ولی کاری بسیار دشوار و نیازمند به امکانات فراوان می باشد. یکی از پیچیدگی های محاسبه بهای تمام شده در صنعت رنگسازی این است که محصولات تولیدی 100 درصد و کاملاً سفارشی ساز می باشد (مقصود رنگهای صنعتی است و در رنگهای ساختمانی تا حدودی این موضوع ساده تر است) 
صنعت رنگ و صنعت رزین سازی کالای یکسان تولید نمی نماید و خط تولید آن بصورت روتین نیست. بعنوان مثال در صنعت خودرو علی رقم بکارگیری هزاران قطعه ریز و درشت و پیچیدگی های تولید موارد بکار رفته در یک مدل خودرو نهایتاً قطعات مصرفی کاملاً مشخص است لذا به نحوی می توان بهای تمام شده آنرا حساب نمود ولی در صنعت رنگسازی اولین آیتم تنوع فام رنگی می باشد که با توجه به تفاوت قیمت پودرهای ایجاد کننده رنگ، قیمت هر Batch با Batch بعدی متفاوت است. کم و زیاد کردن درصد رزین و پودر و هاردنر و ادتیو جهت گرفتن خواص متفاوت مانند خواص متفاوت مقاومت شیمیایی، مقاومت نوری، ارزان سازی فرمول، جایگزین کردن مواد در دسترس با مواد غیر موجود همه عواملی هستند که در قیمت تاثیر جدی داشته لذا هر محموله از تولید باید بصورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرد در بهای آن استخراج گردد. همین پیچیدگی باعث گردیده که افراد مالی هر شرکت دچار سردرگمی عدیده شده و احتمال اشتباه نیز زیاد می باشد. همچنین عدم افشاء فرمولاسیون دقیق محصول به علت اسرار کاری می تواند این سردرگمی را چند برابر نماید. لذا در این مورد نقش مدیر شرکت در بهای تمام شده بسیار حائز اهمیت است. یک مدیر لایق علاوه بر اینکه خود دانش مالی و فنی را توامان دارد بعنوان رابط می تواند زبان مشترکی بین تیم فنی و مالی و فروش و غیره ایجاد نماید تا علاوه بر حفظ اسرار شرکت بهای تمام شده با دقت بالایی تهیه گردد. تهیه بهای تمام شده با دقت بالا و خطای کمتر از چند درصد نه تنها میزان سود و زیان شرکت را برای تصمیم سازی آتی مشخص می نماید بلکه این شفافیت در پرداخت مالیات و همچنین پرداخت حق سهامدارن بسیار مهم و با اهمیت می باشد. یکی از راه های افزایش دقت و حفظ اسرار و ایجاد اعتماد در محاسبه بهای تمام شده به ویژه قسمت فرمولاسیون و بهای مواد مصرفی محاسبه بهای تمام شده بصورت کلی می باشد. این بدین معنا است که محصولات هم خانواده به درستی انتخاب و دسته بندی گردد و مواد دخیل در تولید آنها نیز به درستی دسته بندی شود. 
در انتهای هر دوره که بنابر صلاحدید مدیریت ماه یا فصل می باشد مقدار تولید محصولات هم خانواده مشخص گردد و مجموع مصرف مواد اولیه نیز مشخص گردد و با اعمال ضرایب دیگری سایر هزینه ها این پیچیدگی ساده سازی شده و بهای تمام شده با دقت بالا استخراج گردد. بنابر موارد فوق الذکر مدیر یک شرکت رنگسازی با تسلط به موارد فوق می تواند زبان مشترک را با انتخاب خانواده مواد و دسته بندی درست ایجاد نماید که شرکت علاوه بر پرداخت عادلانه حقوق صاحبان سهام و مالیات متعلقه هزینه های دقیق خود را جهت تصمیم سازی بهتر و دقیق در آینده جهت ادامه تولید یک محصول یا خارج نمودن از چرخه تولید و هزاران مورد دیگر به درستی انجام دهد.

لطفاً نقطه نظرات خود را توسط شبکه های اجتماعی با ما در میان بگذارید.